شعری برای دخترم یلدا
سلام به نو گل بابا / عسل کجایی این روزا
نمیدونم آخه چرا / تو گم شدی بین ماها
شرمنده اتم عزیز ِدل / برای کل ماجرا
یه وقت دلت چیزی میخواست /میدیدی تو مغازه ها
اما بابای آس و پاس / حتی نداشت پول سیاه
زمونه دور میزد منو / منم به دور شماها
اسیر اهریمن تن / آدم نبودم به خدا
حالا تو این بی خبری / به اون گذشته ها
بازم خدا رو شاکرم / کنار زدم خیلی چیزا
خلاصه هیچ وقتی نشد / برات پدر باشم "بابا"
حالا دارم حسرتهامو / تو شعر میگم به آدما
تا هم خودم خالی بشم / هم بمونه عبرت ما
وقتی دلم سبک بشه / خالی میشم ازغُصه ها
سعی میکنم تلافی شه / تمام این بد بختیها
تا وجدانم آروم بشه / بخاطر حق شما
خدا جونم یعنی میشه / منم برم جزو خوبا ؟
خودت هوامو داشته باش / خودت منو بکش بالا
اینم تمام هنرم / آخر شعرم ، شد دعا
تقدیم به کل نو گلا / هدیه ام واسه ی شب یلدا
باآرزوی سلامتی و لبخند همه کودکان